تایلر، آفریننده، در حال حاضر در اوج موفقیت هنری خود قرار دارد. از زمان انتشار آلبوم «پسر گل» در سال ۲۰۱۷، هر یک از آلبومهای او صداها، زیباییشناسیها و شخصیتهای جدید و برجستهای را به آثارش معرفی کردهاند و هر کدام با استقبال گرم منتقدان و طرفداران مواجه شدهاند. او چندین جایزه گرمی را از آن خود کرده، تورهای کنسرتش با استقبال بینظیری همراه بوده و با هر انتشار، به راحتی در صدر جدول ۲۰۰ بیلبورد قرار گرفته است.
و امروز، او این روند موفقیتآمیز را با انتشار نهمین آلبوم استودیویی خود، «به شیشه ضربه نزن»، ادامه داده است. نکته شگفتانگیز این است که او تنها سه روز قبل از انتشار این پروژه، در حالی که هنوز در تور آلبوم قبلیاش، «کرومیکوپیا»، بود، آن را اعلام کرد. در حالی که من قبلاً از استراتژی انتشار و معرفی آلبوم قبلی او تمجید کرده بودم، این واقعیت که او دوباره با همین رویکرد عمل کرد، نشاندهنده اعتقاد راسخ او به انجام کارها به شیوه خودش است.
آنچه واقعاً مرا در مورد این موضوع شگفتزده میکند، این است که تایلر شاید تنها هنرمندی باشد که از دل هیپهاپ برخاسته و اجازه دارد چنین کارهایی را انجام دهد. منظورم از «چنین کارهایی» فقط بازی با زمانبندی انتشار آلبومها و برنامههای تبلیغاتی نیست، بلکه آزمایشهای گسترده با صداها و تصاویر در یک فضای خلاقانه که روز به روز ریسکگریزتر میشود. پیگیری بیپایان ارزش سهام و رشد، عملاً هر نوع اکتشافی را در چشمانداز موسیقی (به ویژه در سطح تایلر) در سالهای اخیر متوقف کرده است، اما این هنرمند اهل هاثورن، کالیفرنیا، به طرز مرموزی و خوشبختانه مصون مانده است.
و موفقیتهای او باید زنگ خطری برای منافع تجاری شرکتها باشد که به دنبال بهرهبرداری از هنر و سرگرمی برای اهداف سرمایهداری هستند. تایلر، آفریننده، نتیجهای است که وقتی به آفرینندگان (بله) اجازه میدهید خلاق باشند، به دست میآید.
برای اینکه منصفانه تر با مدیران مالی رفتار کنم تا آنها با ما کارمندان، میفهمم. پیشبینی بازده سرمایهگذاری، در ذهن آنها، عمدتاً به موفقیتهای قابل تکرار بستگی دارد. اگر چیزی کار میکند، آن را تکرار کن تا زمانی که دیگر کار نکند. ریسک کردن یک بازی احمقانه است؛ پرشهای ایمانی میتوانند شما را بدون چتر در حال سقوط آزاد رها کنند. اما صنعت موسیقی هرگز واقعاً با عقل سلیم و منطق افراد عادی عمل نکرده است؛ اغلب اوقات قوانین آن شبیه کارتونهای «لونی تونز» است.
فقط به بنیانی که هیپهاپ، یعنی پایه و اساس تأثیرات موسیقیایی تایلر، بر آن بنا شد، فکر کنید؛ بچههایی با اولین تجهیزات خبرهای داغ موسیقی دیجیتال، که بسیاری از آنها منشأ مشکوکی داشتند، با استفاده «اشتباه» از این تجهیزات، اسکرچ کردن رکورد، سمپلینگ، ضبط کاست و رپ کردن را ابداع کردند، در حالی که خوانندگی بخش بزرگی از موسیقی محبوب را تشکیل میداد. سپس، زمانی که سبک غالب رپ مهمانی بود، رپ گانگستری ظهور کرد. سپس، زمانی که رپ گانگستری صحنه را تحت سلطه خود داشت، کانیه وست ظاهر شد تا صنعت را متحول کند. سپس فرزندان موسیقیایی او، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، آمدند.
تایلر یکی از آنهاست، یک همهچیزخوار موسیقیایی که به همان اندازه که احتمال دارد از یک سمپل جاز اروپایی ناشناخته برای رپهای تهاجمی استفاده کند، میتواند یک سمفونی سینثسایزر گیجکننده بسازد و درباره به لرزه درآوردن زمین با یک بیت نامفهوم از یکی از دیوانهترین دانشمندان رپ بخواند. او در آلبوم «به شیشه ضربه نزن» میگوید که میخواست به ویژه مردان جوان سیاهپوست را تشویق کند تا بتوانند دوباره در دنیایی از نظارت شدید و بررسی فزاینده، برقصند و بدن خود را حرکت دهند (قبلاً در این باره نوشتهام).
در این آلبوم جدید، او از سبک فریاستایل دهه ۸۰ لسآنجلس (شاید با الهام از کاوش مشابه کندریک لامار در «جیاناکس») در آهنگ «شکر روی زبان» به فانک-آراندبی شبیه زپ در آهنگ بعدی «ساکا فری» (تراتمن افتخار میکرد)، از بیس آتلانتای دهه ۹۰ در «نگران نباش عزیزم» به یک بخش درام اند بیس کامل در «من از تو مراقبت میکنم» که با ترپ اچبیسییو گروه «کرایم موب» ترکیب شده است، میرود. این یک موزه زنده از موسیقی سیاهپوستان در چهار دهه گذشته است که آزادانه در صحنههای مختلفی که ما را به حرکت درآوردند تا استرسهای زندگی را رها کنیم، حرکت میکند. هیچ زمانی بهتر از این برای آن وجود ندارد: این روزها استرسهای زیادی وجود دارد.
اما بخش گیجکننده این است که چرافقطتایلر اجازه دارد اینقدر آزاد باشد، اینقدر از ملاحظات مالی رها باشد تا… خب… آنطور که او بازی میکند، بازی کند. با گوش دادن به این آلبوم، مغزم را برای یافتن هنرمند دیگری که از هیپهاپ آمده و در دو دهه گذشته چنین آزادی عملی برای بیان خودِ متنوعش و نمایش کامل تأثیراتش داشته باشد، به کار انداختم. به بیانسه و شاید جانل مونه رسیدم. حتی در گستردهترین حالت، هنرمندانی مانند دریک، کانیه وست و کندریک لامار فقط توانستهاند روی بیتهای «عجیب» رپ کنند که به ژانرهای سیاهپوستزاده مانند هاوس، تکنو، فریاستایل و دیانبی اشاره دارند.
برای مدتی، گروههایی مانند اوتکست میتوانستند با سبکهای مختلف بازی کنند، و اخیراً، گروههایی مانند چنل ترس، آیدیکی، لایکایلی۴۷ و پینکپنترس میتوانند با صداهای نوستالژیک آزمایش کنند در حالی که کمتر مورد توجه قرار میگیرند. اما موسیقی سیاهپوستان همیشه شامل صداهای بسیار بیشتری از فقط آراندبی و رپ، گاسپل و جاز بوده است. و در حالی که «انسجام» به یک معیار اصلی برای ارزیابی آلبومها به عنوان مجموعهای از آثار تبدیل شده است، چقدر خوب میشد اگر به هنرمندان بیشتری اجازه داده میشد که مانند تایلر، آفریننده باشند و فقط… خلق کنند.
برگردیم به بیانسه برای لحظهای، به یاد دارید وقتی او «کابوی کارتر» را با اصرار بر اینکه یک آلبوم «کانتری» نیست منتشر کرد، زیرا میخواست مردم گستره تأثیر سیاهپوستان بر فرهنگ آمریکایی و پاپ را درک کنند؟ تایلر، آفریننده، اثبات این مفهوم است. بگذارید هنرمندان – به ویژه هنرمندان سیاهپوست و به طور خاص کسانی که شما مشتاقید آنها را فقط رپر طبقهبندی کنید – بالهای خلاقیت خود را تا جایی که میتوانند باز کنند بدون اینکه یک «آلبوم مفهومی» مانند آلبوم راک لیل یاچتی «بیا از اینجا شروع کنیم» یا «صادقانه، مهم نیست» دریک بسازند.
همانطور که خود تایلر اندکی پس از اعلام «به شیشه ضربه